بدون هيچ چارچوبي
دوست دارم / قدم بزنم/ حرف بزنم
و اگر شما هم
دوست نداشتيد
ديگر
برايم فرقي نمي كند...
19نوامبر برابر با 28 آبان ماه روز جهانی مبارزه با کودک آزاری و البته تقویم اشاره ای به این مناسبت نکرده
درسته که ایران کنوانسیون حمایت از حقوق کودک را به شرطه ها وشروطه ها پذیرفته ،اما ...
چند وقتي بود كه حسابي دلم مي خواست يك گزارش درمورد دغدغه و مشكلات كودكان زباله در ايلنا بنويسم، اما هر بار احساس مي كردم كه مواد خام گزارشم آبكي و ناقصه ... تا اينكه بالاخره موضوع را جدي پي گيري كردم و گزارش كامل شد ...
اشتباه از ما بود كه خواب سرچشمه را
در خيال پروانه مي ديديم
دستهامان خالي، دل هامان پر
گفتگو هامان مثلا يعني ما ...
كاش مي دانستيم هيچ پروانه اي
پري روز پيلگي خويش را به ياد نمي آورد
حالا مهم نيست كه تشنه به روياي آب مي ميريم ...
از خانه كه مي آيي يك دستمال سفيد
پاكتي سيگار گزينه شعر فروغ
و تحملي طولاني بياور
احتمال گريستن ما بسيار است
شعر:سيد علي صالحي
و ترنم صداي خسرو شكيبايي
(تنها صداست كه مي ماند)
مي توانم كنار تو باشم وباز، بي آواز، از راز اين همه ، همهمه بگذرم
من از پي زبان پوسيدگان نخواهم نرفت
تنها منم كه در خواب اين همه زمستان لنگر نشين
هي بهار ، بهار براي باغ باغبون ،آرزو مي كنم
حالا همين شوق بي قيمت و قاعده
همين حدود رويا و رفتن از پي نور
ما را بس ، تا بر اقليم و شقايق و خيال پروانه
پادشاهي كنيم
چيك و چيك و چيك
داره بارون مي ياد و من مات و مبهوتم از اينكه چرا آدما واسه قدم زدن در هواي باراني...
چتر هاي سياه و خاكسنري رنگ به دست مي گيرند
و يا به جاي قدم زدن در اين هوا بناي دويدن مي گيرند
و مي خواهند فرار كنند...
راستي چرا چتر ...؟
اگر ترس از خيس شدن داريم ، چرا چتر هاي خاكستري رنگ؟؟؟
كاش اجازه مي داديم كه اين موهبت الهي بدون واسطه ما را احاطه كند ....
و من ... بي واسطه آغوشم براي باران باز است...
