تبليغاتX
خاطره ی اردیبهشت
خاطره ی اردیبهشت
هستی 
قالب وبلاگ
از ازدواج من و همسرم هشت ماهی سپری می شود، اولین روز بارانی را به خاطر دارم که غافلگیر شدیم و با این که چتر داشتیم، از چتر استفاده نکردیم، اون روز در دوران نامزدی به سر می بردیم، روزهای پر از خاطره.... حالا هم که زندگی مان را شروع کردیم، با ااینکه یک چتر، به بلندی عصا در منزل داریم، اما هنوز با وجود بارانی و برفی بودن شهر محل زندیگمان، هرگز از چتر استفاده نکردیم.... و هردو دست در دست همدیگه قدم زدیم و کمی هم خیس شدیم.... امروز با دیدن این شعر زیبا از دکتر علی شریعتی خیلی جا خوردم، واسم خیلی جالب بود.... از خدا می خوام که هیچ کدوم از زندگی ها تا این حد که در شعر دکتر شریعتی آمده، دچار یکنواختی نشه.... بوسه ها بی دلیل و بی بهانه باشند و محبت ها همیشگی.... به امید ماندنی ترین حس ها برای تمام کسانی که دوستشان دارم.....

********
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی میکردی من خیس نشوم
شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکنه
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد
.
.
و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
با یک چتر اضافه اومدی
مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمون نره دو قدم از هم دورتر برویم.
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم. تنها برو!
دکترعلی شریعتی
 

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 11:59 ] [ سميه جاهد عطائيان ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

چگونه ای؟
شاد شاد
گرچه ناخوشم ولی،
با خودم خوشم
باورت نمی شود؟
مرا به نام کوچکم که دوست دارم
صدا بزن
تا کوه پاسخت دهد...
امکانات وب
فروش بک لینک